استفاده ابزاری از زنان تجزیه طلب پانترکیست (1)

آناخبر: نگاه تجزیه طلبان پانترکیست به زنان، همیشه نگاه ابزاری بوده زیرا برای آنان هدف وسیله را توجیه کرده است.

نژادپرستان شووینیست خائن به کشور همچون گروهک تروریستی منافقین، نه تنها اعتقادی به اصول اخلاقی و چهارچوب های خانوادگی ندارند بلکه از زنان و دختران خود گاها به عنوان طعمه استفاده میکنند.
در بخش اول این مقاله به معرفی کوتاه 8 نفر از زنان و دخترانی که قربانی اهداف تجزیه طلبان پانترکیست شده و آگاهانه در اختیار دستگاه های جاسوسی و تشکیلات وابسته و عرب های تکفیری قرار داده شده اند اشاره میشود.
در این سلسه گزارشها به دلیل لحاظ شرایط روحی و خانوادگی و حفظ آبرو از پرداختن به برخی مسائل مستند مربوط به زندگی خصوصی و اخلاقی پرهیز میشود.

1- ناهیده کریملی: زن احمد اوبالی و اهل باکو است. وی رابط تشکیلات اطلاعاتی علی اف با تلویزیون گوناذ است. از او به عنوان ماه پشت ابر استفاده ابزاری می شود و بخشی از کارهای خاص اوبالی به واسطه این زن انجام می پذیرد. همسرش حساسیت خاصی به ورود مستقیم او به جمع ها و شب نشینی های محفلی دارد و تلاش می کند او و پسرش را فعلا در سایه نگه دارد. او پس از پی بردن به فسادهای همسرش و مشکلات ... تنها فرزندش دچار بیماری روحی شده و در حال درمان توسط روانپزشکان شهر شیکاگو آمریکا است ...

2- مهسا مهدی زاده: با اسم مستعار مهدیلی در حالیکه دوران محکومیت ضد امنیتی خود را در زندان ارومیه میگذراند به یکباره و بدون دردسر از ایران خارج و در پوشش ادامه تحصیل در ترکیه از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی کرد. موسوی برزین وکیل دادگستری فراری مقیم ترکیه که در بحران روحی ناشی از عدم پذیرش پناهندگی و سایر مسائل قرار داشت مجبور شد با زنی به نام مهسا که از سابقه خاصی برخوردار بود ازدواج کند. این زن دو جانبه سوپر فمینیست هم اکنون یکی از بازیچه های دست اوبالی و دستگاه اطلاعاتی ترکیه است...

3- عذرا آذری: همسر سجاد رادمهر و مقیم گوتنبرگ سوئد است که پس از خروج بی درد سر و مشکوک از ایران در حالی که به دقت زیر نظر بود به راحتی گریخت و هم اکنون نقشی دست چندم در یک تشکیلات وابسته به دستگاه اطلاعاتی علی اف را دارد. این زن در تبادل اطلاعاتی نقش پوششی دارد و استفاده خوبی از او میشود. وی ماموریت دارد کمتر در شبکه های اجتماعی و رسانه ها حضور داشته باشد. وی آگاهانه با دو مرکز پوششی مطالعاتی وابسته به سازمان جاسوسی همکاریهایی دارد و تلاش میکند خود را در داخل پوسته ای حفظ کند . او در محافل سوپر فمینیستی نیز به چشم می خورد...

4- آیدا فاضلیان: دختر محمود فاضلیان و یکی از مهرهایی است که از او به عنوان ویترین مورد استفاده پدر و تجزیه طلبان قرار میگیرد. پدر به کمک این دخترش تشکیلات دو نفره ای راه انداخته و تا می تواند دستورهای سرویس های اطلاعاتی مختلف را اجرا میکند و در جلسه هایی که نیاز به استفاده از احساس زنانه است به عنوان سخنران صحبت می کند. پدرش او را همراه خود به جلساتی می برد که میداند دوستان تجزیه طلبش آلوده به هر فساد اخلاقی هستند اما برای رسیدن به پول و اهداف سیاسی حاضر است دختر خود را نیز قربانی کند. آیدا خود می داند که وجه المعامله اغراض پدرش است...

5- ویدا دوشابچی: همسر علی غلامی از اعضا گروهک تجزیه طلب پانترکیستی است که در حال تلاش برای ورود به فاز نظامی میباشد. این زن اهل شبستر که مدتی را در نوشهیر ترکیه منتظر پاسخ کمیسیاریای عالی پناهندگان سازمان بود همکاری خوبی با میت ترکیه داشت و برابر گفته ها و شنیده های دوستانش به واسطه برخی از خصوصیت های زنانه به راحتی مورد استفاده ابزاری این سرویس برای اهداف پیش بینی شده قرار گرفته و در چند مورد لو رفته است. وی هرچند در رشته علوم سیاسی تحصیل کرده اما با رفتارهایی که از وی سر میزند مراقب آینده سیاسی اش نبود. او هم اکنون ساکن آمریکاست و به یکی از اقدام زن عضو فرقه تروریستی منافقین که با حضور در جلسه های محفلی سیاسی و فرهنگی در تبریز مشغول جمع آوری اطلاعات برای منافقین بود کمک زیادی برای فرار از ایران نمود...

6- سهیلا کارگر: وی در حالیکه مراحل محکومیت قضایی را به قید وثیقه سپری می کرد بدون دردسری ایران را به قصد دفتر سازمان ملل در ترکیه ترک کرد و با آغوش باز در اختیار همزمان سرویس جاسوسی قرار گرفته است. او فعالیت های سوپر فمینیستی خود را در ترکیه ادامه می دهد. وی دوران پر فراز و نشیبی را در زندگی تجربه کرد و به دلیل پاره ای مسائل خود را رها شده در جمع هایی دید که شاید انتظار آن را نداشت. وی پس از مدتی که خود را در حاشیه نگه داشت هم اکنون برابر دستور دریافتی فعال شده است...

7- شریفه جعفری: این خانم پس از خروج از ایران خود را به دامان طبیعت سپرد تا باد او را بر سمتی که قسمت باشد ببرد. از شانس بدش سر از آغوش کسانی درآورد که انسان را به یک نخ سیگار میفروشند. مجبور میشد از رندگی خود برند اما برای تلویزیون گوناذ مطلب تهیه کند. شریفه نمونه عینی داستان گرگ و میش بود. تکلیف این زن با خودش مشخص نیست. دوستانش میگویند دچار نوعی تشدد آرای ذهنی است و نمیداند در زیر و بم زندگی چگونه خود را حفظ کند. هیچ تشکیلات و جمع سیاسی روی او سرمایه گذاری نمیکند. او تلاش میکند خود را فردی فرهنگی و دارای مطالعه نشان دهد اما به دلیل ضعف اعتماد به نفس دچار شکست میشود. تنها کسی که توانست از این شرایط نجات دهد احمد اوبالی بود که میکروفن را بارها به دست او داد تا از این بحران نجاتش دهد...

8- سیمین صبری: همسر یونس شاملی از فعالان تجزیه طلبان پانترکیست تندرو که افراد و سازمانهای مطالعاتی وابسته به سرویس های جاسوسی را بارها تیغ زده میباشد. او خود را روانشناس مینامد. گاهی فدارلیست و گاهی جمهوری خواه و دموکراسی خواه می شود و چون از سوی گروه های سیاسی استخوان دار طرد میشود مجددا در لاک تجزیه طلبی و پانترکیستی قرار میگرد و نمی تواند تکلیف خود را با محیط پیرامونش مشخص کند. این زن در تعریف هویت فردی و اجتماعی خود نیز دچار آشفتگی است زیرا درحالیکه دچار حالتی از سوپر فمینیسم بود تن به ازدواج با یک مذکر میانسال میدهد...