از وکالت! تا خیانت/ نقی محمودی کیست؟

آناخبر: افشین منافی/ خائنین به کشور در موارد بسیاری شبیه هم هستند. این افراد به دلیل سست بودن اعتقادات دینی و عدم پایبندی به اخلاق دست به هر خیانتی می زنند و برای آنان هدف وسیله را توجیه می کند. به آغوش بیگانگان پناه برده و از هر خیانتی علیه مردم و کشور کوتاهی نمی کنند.

 

نقی محمودی، از جمله مشاوران حقوقي ماده187 مركز مشاورين وابسته به قوه قضائيه جمهوری اسلامی ایران بود که در تبریز به کار وکالت نیز می پرداخت. با این تفاوت که ماده 187ی ها با سابقه 15 سال در کنار وکلای عضو کانون وکلا با 100سال سابقه به کار مشاوره و وکالت می پردازند و تعهد نامه داشتن وثاقت و تعهد به اصل نظام و قانون اساسي و عدم اعتياد به مواد مخدر و سكرآور به تأييد سازمان پزشكي قانوني و عدم تجاهر به فسق را امضا کرده اند.

ورود به حرفه وکالت و پذیرفتن این مسئولیت سنگین برای کمک به ستاندن داد از افرادی که مدعی اند حقی از آن ها ضایع شده پیش شرط هایی لازم دارد که نقی محمودی را از صلاحیت وکالت ساقط می کرد و به دلیل پایین بودن دانش حقوقی و شکایت های مکرر موکلین مبنی بر کلاهبرداری، سو استفاده و دلال واسطگی و پاره ای مسائل دیگر مجبور به ترک این شغل مهم کرد.

وی در دوران دانشجویی متوجه کم سوادی خود شد و در رفتاری فریبکارانه تصمیم گرفت به واسطه همکاری با برخی نهادها از فیلتر گزینش مركز مشاورين وابسته به قوه قضائيه جمهوری اسلامی ایران عبور کند.

نقی محمودی، پس از ناکامی در آزمون های کانون وکلا بر خلاف قسم نامه اش کار دلالی و اعمال نفوذ در پرونده های قضایی را دنبال کرد و بارها توسط نهادهای نظارتی مورد توبیخ قرار گرفت اما از کرده خود پشیمان نشد تا آن که برابر پرونده های تشکیل شده دیوان عدالت اداری رای بر تعلیق مشاوره حقوقی داد. این دیوان که در سختگیری و عمل به قانون مشهور است و آرای آن بر پایه مستندات قوی و شنیدن دفاعیات متهم است این رای را صادر کرد.

وی در طول فعالیت کوتاه مشاوره حقوقی وقتی متوجه دانش اندک برای کار وکالت شد و با کپی رفتارهای چند وکیل که با جار و جنجال کار دفاع از موکل هایی که متهم به اقدام های ضد امنیت ملی و تجزیه طلبی را دنبال می کردند تلاش کرد همچون آن ها در سایه نام ، نانی نیز به دست آورد.

نقی محمودی، تلاش کرد خود را وکیل! مدافع حقوق بشر بنامد و مشاوره حقوقی چند پانترکیست متهم به اغتشاش و شرارت خیابانی را بر عهده گرفت و از سایر دوستان وکیلش خواست تا وی را به رادیو فردا، صدای آمریکا و بی بی سی فارسی وصل کنند. این رسانه ها نیز به روش همیشگی از وی استفاده ابزاری کرده و تمامی بخش های تفسیری یا توجیهی را حذف و فقط به مصاحبه چند دقیقه ای کوتاه بسنده می کردند. حتی بزرگنمایی ها و خبرهای بی پایه و اساس وی در مورد یک همکار که به اتهام ضد امنیتی در زندان تبریز بود باعث بروز مشکلاتی برای این وکیل در بند شد.

وی که در دوران دانشجویی و مشاوره حقوقی به فکر موقعیت خود و استفاده ابزاری از نهاد ها و دوستان بود اینبار نیز ادعاهای واهی همکار زندانی اش در تبریز را که دچار مشکلات حاد روحی و روانی بود پیراهن عثمان کرد. این مصاحبه ها که با وارونه نمایی همراه بود عاملی شد برای کاندید شدن وکیل زندانی برای دریافت جایزه حقوق بشری از کشور آلمان و در نهایت به نمایندگی از دوستش راهی این کشور شد تا جایزه و کمک های مالی را به وکیل ضجر کشیده (بخوانید متوهم) تحویل دهد اما بخشی از دلار ها را بالا کشید و در این کشور ماندنی شد. پس از مدتی این وکیل خواهان استرداد کمک های مالی شد اما نقی به وی گفت که عامل مشهور شدن و دریافت جایزه من بودم و سهم آن را برداشتم . البته سهم محمودی 90 به 10 بود.

یعنی این فرد به راحتی از راه آدم فروشی در دوران دانشجویی و مشاوره حقوقی، کلاهبرداری، خیانت به موکلین، تبانی با سایر وکلا بر سر پرونده افراد مظلوم و بی پناه، اخذ حق الوکاله های غیر قانونی، واسطه گری و دلالی در دادگستری و .... توانست به وکیل مدافع حقوق بشر ! تبدیل شود.

شاهد این مدعا وکلای تبریز، مشاورین حقوقی ماده 187 و موکلین وی هستند که پس از اخذ مبالغ کلان غیر قانونی و فریب در راه روهای دادگستری تبریز سرگردان بودند می باشد.

البته پس از مدتی اقامت در خارج از کشور نهاد های حقوق بشری نیز با نیت قلبی وی آشنا شده و او را از خود راندند و پرونده پناهجویی وی در کمیساریای عالی پناهندگان سیاسی دچار مشکل شد.

حتی تجزیه طلبان پان ترکیست نیز او را در خارج کشور تنها گذاشته و از خود راندند و به صرف چایی نیز دعوتش نکردند.

این رانش ها عامل گرایش وی به سوی بیگانگان و سفارت خانه ها بود تا آن که با حمایت های مالی سفیر وقت سفیر وقت اسرائیل توانست به برخی از اهداف خود برسد.

او تا پولی نمی گرفت فراخوان های تجمع در خارج از ایران را امضا نکرده و از شرکت در آن امتناع می ورزید.

در زمانی که در ایران بود تلاش می کرد خود را به محافل ایران دوستان، ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان نزدیک کند که از سوی آنان نیز طرد شد.

وی حتی قادر به نوشتن تحلیل کوتاه حقوقی نیست و تنها تخصص وی در نشخوار اطلاعات غلط و اخبار کذب است.

به نام دفاع از زندانیان امنیتی پانترکیست مبالغی از آذری های مقیم اروپا و آمریکا دریافت اما دلاری از آن را خرج نکرد.

دوستان و همراهان وی می گویند پس از رفت و آمد به سفارت خانه ها و دریافت رهنمود های اطلاعاتی، کار جمع آوری اخبار پنهان یا آشکار قضایی از  طریق دوستان در ایران و تبریز که در دادگستری ها کار کرده یا عضو کانون وکلا بودند شروع شد و حتی در مواردی برخی از کارکنان بی اطلاع از خروج وی از کشور را فریفته و اخباری را در مورد پرونده های امنیتی تجزیه طلبان از آنان گرفته است.

در نهایت نقی محمودی، که خود را به یک باره تنها یافت و چون اهل کار کردن و کسب در آمد از عرق جبین نبود و چشمش همیشه به جیب دیگران بود با مشکلات مالی فراوانی روبرو شد و در قراردادی مجبور شد در تلویزیون وابسته به سیا (گوناذ تی وی) حاضر شده و اخبار کذب و تحلیل های سطح پایین و غیر علمی و تخصصی خود را به دلار تبدیل کند.

وی اکنون دچار سرنوشت همه خائنین به ایران شده و اندک آبروی خود را ارزان فروخته و مجری سیاست های ضد اسلامی و ضد ایرانی، سیا در گوناذ تی وی شده است. برای وی مردم، آذربایجان و زبان و ... هیچ اهمیتی ندارند و همه را به راحتی می فروشد. 

این تلویزیون همچون جنگلی پر از کلاهبردار، جیب بر و خائن به کشور و مردم آذربایجان است و دل هیچ کدام از آن ها برای مردم نمی تپد. برای اهالی این جنگل تکه گوشتی برای بقا کافی است.

نقی محمودی، دلال واسطه ای بیش نیست چرا جیب موکلین مظلومی را که به امیدی به سوی آمده بودند را خالی کرده است.

 

همراه و یار همیشگی او تنها کیف پول اوست و لبخند پر از درد تنهایی و آوارگی است که بر لب دارد.

دلسوز مردم آذربایجان نباید جیب مردم آذربایجان را خالی کند.