کارکنان پان ترکیست گوناذ برانداز می شوند/"نقی محمودی" زیر بلیط براندازان

 آناخبر: تجزیه طلب ها پروژه خیالی براندازی و فروپاشی پساکرونایی در ایران را جدی گرفته و آستین ها را بالا زده اند.

نقی محمودی کارمند گوناذ و مزد بگیر احمد اوبالی نیز به جمع اپوزسیون فارس محور و سلطنت طلبان برانداز پیوسته و تلاش می کند همچون گروهک های تروریستی منافقین و تشکیلات تجزیه طلب عرب مورد حمایت تکفیری های عربستان عده ای نوجوان را تحریک و به کف خیابان بکشد.

وی که موقعیت خود را در جمع پان ترکیست و پان عربیسم از دست رفته می بیند پست های فیس بوکی پیرپاتال های سوله تیرانا در آلبانی را کپی و منتشر می کند و تاکنون یک مقاله حتی بدون ماخذ از وی دیده نشده است.

محمودی همزمان در شبکه های خبری فارسی زبان مورد حمایت سلطنت طلبان همچون صدای آمریکا و ... حضور پیدا می کند و به دنبال کورسویی برای پیوستن به این تلویزیون ها است.

وی نیز همچون براندازانی که چهار دهه خواب فروپاشی می بینند و اخیرا نیز می گویند کرونا جمهوری اسلامی را با خود خواهد برد از هول حلیم در دیگ پست های بی توجه فیس بوک و اینستاگرام و تلگرام افتاده است.

روند پست های منتشر شده پان ترکیست ها و چپ های قدیم ورودی به جریان های قومی نشان نشانگر آن است که از تلاش برای تجزیه شکست خورده اند و برای امرار معاش مجبور هستند به دشمنان دیرینه خود یعنی آمریکای امپریالیست سر تعظیم فرود آورند.

تجزیه طلبان پان ترکیست بالاخره تسلیم اپوزسیون فارس شده اند و از این پس باید به عنوان زیر مجموعه تشکیلاتی سلطنت طلب ها عمل کنند.

ملت چی ها و مدافعان زبان ترک! از این پس باید جلسات خود را به زبان فارسی برگزار کنند. زیرا در دموکراسی غربی، رای با اکثریت است و خائنین به کشور در موارد بسیاری شبیه هم هستند. این افراد به دلیل سست بودن اعتقادات دینی و عدم پایبندی به اخلاق دست به هر خیانتی می زنند و برای آنان هدف وسیله را توجیه می کند. آن ها به آغوش بیگانگان پناه برده و از هر خیانتی علیه مردم و کشور کوتاهی نمی کنند.

برای شناختن این عناصر کافی است سری به گذشته و حال آن ها زد و مطالب پیشین را مرور کرد.

نقی محمودی، از جمله مشاوران حقوقي ماده187 مركز مشاورين وابسته به قوه قضائيه جمهوری اسلامی ایران بود که در تبریز به کار وکالت نیز می پرداخت. با این تفاوت که ماده 187ی ها با سابقه 15 سال در کنار وکلای عضو کانون وکلا با 100سال سابقه به کار مشاوره و وکالت می پردازند و تعهد نامه داشتن وثاقت و تعهد به اصل نظام و قانون اساسي و عدم اعتياد به مواد مخدر و سكرآور به تأييد سازمان پزشكي قانوني و عدم تجاهر به فسق را امضا کرده اند.

ورود به حرفه وکالت و پذیرفتن این مسئولیت سنگین برای کمک به ستاندن داد از افرادی که مدعی اند حقی از آن ها ضایع شده پیش شرط هایی لازم دارد که نقی محمودی را از صلاحیت وکالت ساقط می کرد و به دلیل پایین بودن دانش حقوقی و شکایت های مکرر موکلین مبنی بر کلاهبرداری، سو استفاده و دلال واسطگی و پاره ای مسائل دیگر مجبور به ترک این شغل مهم کرد.

وی در دوران دانشجویی متوجه کم سوادی خود شد و در رفتاری فریبکارانه تصمیم گرفت به واسطه همکاری با برخی نهادها از فیلتر گزینش مركز مشاورين وابسته به قوه قضائيه جمهوری اسلامی ایران عبور کند.

نقی محمودی، پس از ناکامی در آزمون های کانون وکلا بر خلاف قسم نامه اش کار دلالی و اعمال نفوذ در پرونده های قضایی را دنبال کرد و بارها توسط نهادهای نظارتی مورد توبیخ قرار گرفت اما از کرده خود پشیمان نشد تا آن که برابر پرونده های تشکیل شده دیوان عدالت اداری رای بر تعلیق مشاوره حقوقی داد. این دیوان که در سختگیری و عمل به قانون مشهور است و آرای آن بر پایه مستندات قوی و شنیدن دفاعیات متهم است این رای را صادر کرد.

وی در طول فعالیت کوتاه مشاوره حقوقی وقتی متوجه دانش اندک برای کار وکالت شد و با کپی رفتارهای چند وکیل که با جار و جنجال کار دفاع از موکل هایی که متهم به اقدام های ضد امنیت ملی و تجزیه طلبی را دنبال می کردند تلاش کرد همچون آن ها در سایه نام ، نانی نیز به دست آورد.

نقی محمودی، تلاش کرد خود را وکیل! مدافع حقوق بشر بنامد و مشاوره حقوقی چند پانترکیست متهم به اغتشاش و شرارت خیابانی را بر عهده گرفت و از سایر دوستان وکیلش خواست تا وی را به رادیو فردا، صدای آمریکا و بی بی سی فارسی وصل کنند. این رسانه ها نیز به روش همیشگی از وی استفاده ابزاری کرده و تمامی بخش های تفسیری یا توجیهی را حذف و فقط به مصاحبه چند دقیقه ای کوتاه بسنده می کردند. حتی بزرگنمایی ها و خبرهای بی پایه و اساس وی در مورد یک همکار که به اتهام ضد امنیتی در زندان تبریز بود باعث بروز مشکلاتی برای این وکیل در بند شد.

وی که در دوران دانشجویی و مشاوره حقوقی به فکر موقعیت خود و استفاده ابزاری از نهاد ها و دوستان بود اینبار نیز ادعاهای واهی همکار زندانی اش در تبریز را که دچار مشکلات حاد روحی و روانی بود پیراهن عثمان کرد. این مصاحبه ها که با وارونه نمایی همراه بود عاملی شد برای کاندید شدن وکیل زندانی برای دریافت جایزه حقوق بشری از کشور آلمان و در نهایت به نمایندگی از دوستش راهی این کشور شد تا جایزه و کمک های مالی را به وکیل ضجر کشیده (بخوانید متوهم) تحویل دهد اما بخشی از دلار ها را بالا کشید و در این کشور ماندنی شد. پس از مدتی این وکیل خواهان استرداد کمک های مالی شد اما نقی به وی گفت که عامل مشهور شدن و دریافت جایزه من بودم و سهم آن را برداشتم . البته سهم محمودی 90 به 10 بود.

یعنی این فرد به راحتی از راه آدم فروشی در دوران دانشجویی و مشاوره حقوقی، کلاهبرداری، خیانت به موکلین، تبانی با سایر وکلا بر سر پرونده افراد مظلوم و بی پناه، اخذ حق الوکاله های غیر قانونی، واسطه گری و دلالی در دادگستری و .... توانست به وکیل مدافع حقوق بشر ! تبدیل شود.

شاهد این مدعا وکلای تبریز، مشاورین حقوقی ماده 187 و موکلین وی هستند که پس از اخذ مبالغ کلان غیر قانونی و فریب در راه روهای دادگستری تبریز سرگردان شدند.

البته نهاد های حقوق بشری نیز پس از مدتی اقامت وی در خارج از کشور با نیت قلبی نقی محمودی آشنا شده و او را از خود راندند و پرونده پناهجویی در کمیساریای عالی پناهندگان سیاسی دچار مشکل شد.

حتی تجزیه طلبان پان ترکیست نیز او را در خارج کشور تنها گذاشته و از خود راندند و به صرف چایی نیز دعوتش نکردند.

این رانش ها عامل گرایش وی به سوی بیگانگان و سفارت خانه ها بود تا آن که با حمایت های مالی سفیر وقت اسرائیل توانست به برخی از اهداف خود برسد.

او تا پولی نمی گرفت فراخوان های تجمع در خارج از ایران را امضا نمی کرد و از شرکت در آن امتناع می ورزید.

در زمانی که در ایران بود تلاش می کرد خود را به محافل ایران دوستان، ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان نزدیک کند اما از سوی آنان نیز طرد شد.

وی حتی قادر به نوشتن تحلیل کوتاه حقوقی نیست و تنها تخصص وی در نشخوار اطلاعات غلط و اخبار کذب است.

به نام دفاع از زندانیان امنیتی پانترکیست مبالغی از آذری های مقیم اروپا و آمریکا دریافت اما دلاری از آن را خرج نکرد.

دوستان و همراهان وی می گویند پس از رفت و آمد به سفارت خانه ها و دریافت رهنمود های اطلاعاتی، کار جمع آوری اخبار پنهان یا آشکار قضایی از  طریق دوستان در ایران و تبریز که در دادگستری ها کار کرده یا عضو کانون وکلا بودند شروع شد و حتی در مواردی برخی از کارکنان بی اطلاع از خروج وی از کشور را فریفته و اخباری را در مورد پرونده های امنیتی تجزیه طلبان از آنان گرفته است.

در نهایت نقی محمودی، که خود را به یک باره تنها یافت و چون اهل کار کردن و کسب در آمد از عرق جبین نبود و چشمش همیشه به جیب دیگران بود با مشکلات مالی فراوانی روبرو شد و در قراردادی مجبور شد در تلویزیون وابسته به سیا (گوناذ تی وی) حاضر شده و اخبار کذب و تحلیل های سطح پایین و غیر علمی و تخصصی خود را به دلار تبدیل کند.

وی اکنون دچار سرنوشت همه خائنین به ایران شده و اندک آبروی خود را ارزان فروخته و مجری سیاست های ضد اسلامی و ضد ایرانی، جنگ طلبان آمریکا در گوناذ تی وی شده است. برای وی مردم، آذربایجان و زبان و ... هیچ اهمیتی ندارند و همه را به راحتی می فروشد.

این تلویزیون همچون جنگلی پر از خائن به کشور و مردم آذربایجان است و دل هیچ کدام از آن ها برای مردم نمی تپد.

نقی محمودی، دلالی بیش نیست چرا جیب موکلین مظلومی را که به امیدی به سوی او آمده بودند را خالی کرده است.

با مروری به زندگی افرادی که در آرزوی تجزیه و فروپاشی هستند می توان دید که همگی از درون فروپاشیده اند و در خانه های سست و عنکبوتی زندگی می کنند.