حضور تجزیه طلب پان ترکیست فراری در اتاق جنگ رسانه ای علیه ایران/ محمد رحمانی فر در آغوش میت آرام گرفت

آناخبر: محمد رحمانی فر، پس از سال ها تکاپو و خدمت به دشمنان از ایران فرار کرد و در آغوش میت آرام گرفت.

 

ترکیه خانه های امن و مراکز متعددی در پوشش فعالیت فرهنگی برای دشمنان ایران ایجاد کرده که مرکز مطالعاتی تبریز یکی از تازه ترین های آن ها است که تجزیه طلبان پان ترکیست در آن گرد هم آمده اند.

حتی روح الله زم صراحتا اعتراف کرده دستگاه اطلاعاتی ترکیه به وی قول داده بود مدیریت بخش فارسی شبکه دولتی رادیو تلویزیون این کشور به نام TRT را به او بسپارد.

محمد رحمانی فر یکی دیگر از تجزیه طلبانی است که صندلی وی در پازل سرویس های اطلاعاتی دشمنان ایران و اتاق میت خالی بود.

وی و دو نفر از دوستانش قرار گذاشته بودند به کشور جعلی جمهوری آذربایجان فرار کنند و در آن جا به چاپ جعلیات و کتاب هایی که تاریخ ایران را جعل می کنند بپردازند اما با دستگیری یکی از این افراد و فردی به اسم مستعار ... اوغلی این اقدام مدتی به تاخیر افتاد.

رحمانی فر، پرونده های متناقض خاصی! در دو دستگاه اطلاعاتی دارد و برای سفید ماندن نیاز به دستگیر شدن داشت تا همچون انصافعلی هدایت و ... مدارکی برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه با خود به همراه داشته باشد اما به این آرزوی خود نرسید.

نفرت پراکنان قومی از وی به عنوان فردی غیر قابل اعتماد یاد می کردند و در مصاحبت های استراتژیک! احتیاط می کردند تا این که یکباره ایران را بدون کوچکترین مشکلی و با هدایت سرویس اطلاعاتی ضد ایرانی ترک کرد.

وی علیرغم برخوردار بودن از برخی نعمات! همیشه خود را برای دوستانش بی پول جا می زد تا می تواند از داراها پولی به جیب بزند. او اکنون از ایران فرار کرد تا همچون صالح کامرانی که روزگاری به عنوان وکیل جایگاهی در کشور داشت به شغل ظرف شویی و تی کشی رستوران بپردازد و از او یاد خواهد گرفت که چگونه با پول تکفیری های آدم کش عربستان از فلاکت رهایی یابد.

محمد رحمانی فر در سال های اخیر به دنبال جمع کردن مبالغی برای فرار بود و به عنوان یک کلاهبردار فرهنگی از ایران گریخت و فعلا مبالغ کلانی به نویسنده ها، انتشارات و چاپخانه ها بدهکار است. هزاران کتاب نویسنده ها و میلیون ها تومان را به بهانه این که آن ها را فورا آب خواهد کرد مثل آب خوردن بالا کشید و ده ها برگه چک برگشت خورده و خالی در روی دست طلبکاران ماند. این افراد در حال تنظیم شکوائیه ای هستند تا بتوانند طلب خود را بستانند.

تجزیه طلبان با هر قوم و زبانی در کشورهای همسایه و غربی در اوج رذالت و بدبختی زنگی می کنند. اما در کنار اتومبیل های آمریکایی یا اجاره ای عکس یادگاری می گیرند و در ظاهر نشان می دهند که حالشان خوب است.

اما سرویس های اطلاعاتی پس از کشیدن شیره جوانی و عمر آن ها را مثل محمود علی چهرگانی رهبر خود خوانده 40 میلیون آذری زبان به حال خود رها می کنند تا شخصیتش را خورد کرده تا به شغل کار در گاراژ بپردازند. این دستگاه ها از ورش شل کن سفت کن استفاده می کنند. گاها طناب فرد را به طرف خود می کشند و بعد رهایش می کنند تا همچون معتاد در خماری و آرزوی مواد مخدر بماند.

محمد رحمانی فر به عنوان جاعل و کلاهبردار از اهالی قلم و فرهنگ، به عنوان نیرویی تازه نفس در باتلاقی وارد شد که محمد مشتاق، صفر زینالی به اسم مستعار عارف کسکین، مجید و اسماعیل جوادی ها، انصافعلی هدایت، جواد عباسی، بابک حبیبی چلبیانی، فرزاد صمدلی، ژیلا محمد خانی، محمدرضا هیات، کریم اصغری، جبرئیل شکری به اسم مستعار بولوت علمدار، موسی برزین، مهسا مهدی زاده، سهیلا کارگر، آیدین خواجه ای، مجید ماکویی زاد، رضا طالبی و ... قبلا به آن وارد شده بودند و شرف، حیثیت، غیرت و آبروی خود را در آن به جای گذاشتند و شاهد پست ترین رفتارها از سوی بیگانگان بودند.  

ترکیه معمولا به روش های مختلف و کثیفی، پناهجویان را در دام گرفتار می کند و حتی به زن ها و نامزدهای آن ها رحم نمی کند و در چندین مورد پیشنهادهای غیر اخلاقی به آن ها داده است و از این افراد به دلیل ضعف و فقر فکری و مالی نهایت سو استفاده را می کند و در جمع هایی آن ها را دور هم می نشاند.

منجمله، به بهانه 21 آذر در (23 آذر 1397) و به ابتکار به اصطلاح انستیتوی تحقیقاتی تبریز، انجمن مدنیت، فرهنگ و بیداری اجتماعی خزر، مرکز مطالعاتی تبریز و پلاتفورم تورکان ایران و با میزبانی گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه حاج بایرام ولی مراسمی برگزار شده بوده بود. در این نشست اسامی عناصر تجزیه طلب پان ترکیستی همچون محمود فاضلیان (بیلگین)، مجید جوادی (آراز)، محمدرضا هئت، اسماعیل جوادی، امیر مردانی، فریدون پرویز نیا صابر رستم خانلی (نماینده سابق جمهوری آذربایجان)، کونور آلپ ارجیلاسون، احمد بیجان ارجیلاسون، حیدر چاکماک، عبداله گون دوغدو (همگی اهل ترکیه) و رامین ماراغالی و جاوید تبریزلی (رقاص و نوازنده) به چشم می خورد.

همچنین دستگاه اطلاعاتی ترکیه (میت) در 3 و 8 بهمن 98 میزبان عناصر تجزیه طلب پان ترکیست مورد حمایت خود بود. این دو نشست با پوشش هایی به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد صمد بهرنگی و دومین سالگرد علی تبریزلی در آنکارا برگزار شد.

ترک‌سوی (Uluslararası Türk Kültürü Teşkilatı) و مرکز فرهنگی آذربایجان (AZERBAYCAN KÜLÜTR DERNEĞİ) از جمله کانون هایی به شمار می رود که عناصر آن از عوامل یا منابع پیشانی سفید سرویس های اطلاعاتی هستند که تضعیف حکومت مرکزی ایران، نفرت پراکنی، درگیری قومی، تجزیه و ناآرامی که به تروریسم قومی می انجامد را دنبال می کنند.

در مراسمی که ترک سوی (مرکز مرتبط با میز ایران در میت ترکیه و دستگاه امنیتی کشور جعلی جمهوری آذربایجان) در 3 بهمن 98 برای صمد بهرنگی ترتیب داده بود اسامی زیر به چشم می خورد:

بلال چاکئجی (جاسوس و معاون دبیرکل ترک‌سوی)، یعقوب عمراوغلو (جاسوس و رئیس اتحادیه نویسندگان اورآسیا)،   نازلی‌رعنا گورل (کهنه جاسوس و مدرس بازنشسته دانشگاه ازت بایزال)، رضا هیات (جاسوس، تیغ زن و منبع میت در ترکیه)

غمزه قیزم آوجی اوغلو (جاسوس عضو هیئت علمی دانشگاه سلجوق)، سامان حسن زاده با نام مستعار سایمان آروز (فراری از ایران، کلاهبردار، جاسوس دستگاه سرکوبگر امنیتی علی اف و عضو اتحادیه نویسندگان آذربایجان در کشور جعلی جمهوری آذربایجان ).

 در مراسم دیگری که مرکز به اصطلاح فرهنگی آذربایجان که یکی از مراکز جاسوسی و جمع آوری میت به شمار می رود نشستی با پوشش دومین سالگرد علی تبریزلی (اسم این فرد حتی به گوش فعالان به اصطلاح فرهنگی پانترکیست ها نخورده است) در 8 بهمن 98 در آنکارا برگزار کرد.

اسامی افراد وابسته به سرویس های جاسوسی در لیست سخنرانان به شرح زیر آمده است:جمیل اونال(جاسوس و رئیس مرکز فرهنگی آذربایجان)، یعقوب عمراوغلو (جاسوس رئیس اتحادیه نویسندگان اورآسیا)، نصیب نصیبلی(جاسوس پیشانی سفید و عضو هیئت علمی دانشگاه آنکارا)، کریم اصغری(بسیجی تندرو سابق. جاسوس میت، آدم فروش و تیغ زن فعلی)، جلال روشن(همکار سرویس اطلاعاتی با پوشش فعال سیاسی).

اکنون با شناختی که از ساختار روانشناسانه محمد رضا رحمانی فر، در دست است وی نه تنها در آغوش سرویس های اطلاعاتی کشورهای معاند و میت قرار گرفت بلکه برای فرار از تنهایی و بی اهمیتی تجزیه طلبان پان ترکیست خارج نشین، دست احمد اوبالی را به گرمی فشرد و در کنار سایر دشمنان قسم خورده ایران به سوال های انصافعلی هدایت از جاسوس هاسی پیشانی سفید پاسخ داد.

در این برنامه روحیه محمد رحمانی فر بسیار شکننده نشان می داد زیرا دچار سرابی شده بود و فکر می کرد پس از فرار از ایران همه برایش فرش قرمز پهن خواهند کرد اما واقعیت چیزی دیگری بود و حتی بی ها و اوغوز ها برایش یک استکان راکی 3 لیری بالا نبردند.

محمد رحمانی فر، از این پس آینده شومی خواهد داشت و کتاب های تاریخی پند آموز و زندگینامه خائنین به کشور را با دقت بیشتری خواهد خواند.

او باید پیش از آن که خود را به عنوان حامی زبان و فرهنگ آذری ها جا زند، باید در فکر نویسنده ها و ناشرانی باشد که آن ها را تیغ زد و از تبریز فرار کرد.