نقش میرجعفر باقروف در تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان

آناخبر: میرجعفر باقروف کیست که در زمان خودش ادعای رهبری آذربایجان را در دو سوی ارس در سر می‌پروراند؟

به گزارش آناخبر، در بررسی خاستگاه و روند شکل‌گیری فرقه دموکرات آذربایجان کمتر به نقش میرجعفر باقروف اشاره می‌شود و سخنی از نقش کلیدی باقروف در حوادث 1324-1325 آذربایجان گفته نمی‌شود.

باقروف رهبر حزب کمونیست آذربایجان شوروی بود. وی رابط اصلی استالین و سیدجعفر پیشه‌وری بود.

او تنها در سال ۱۹۴۰میلادی ۷۰۰۰۰ نفر آذربایجانی مخالف استالین را کشت که ۳۸۰۰۰ نفر از آن‌ها آذربایجانی‌هایی بودند که با سیاست‌های دموگرافی استالین از قفقاز شمالی و ارمنستان آواره شده بودند.

(منبع: https://www.azadliq.org/a/28302652.html)

البته آدی گوزل ممداف نویسنده کتاب میرجعفر باقروف که خود از افسران کا گ ب بوده و پس از بازنشستگی بر روی اسناد محرمانه سازمان‌های امنیتی روسیه و آذربایجان کار کرده است در این کتابش مدعی است که میرجعفر باقروف فردی متمایل به خدمت بود که در یک سیستم ظالم گرفتار شده بود و بر اساس آن مجبور به برخی جنایت‌ها شده است.

در میان قربانیان قتل‌عام باقروف، خیل کثیری از نویسندگان، روشنفکران، هنرمندان و فعالان سیاسی دیده می‌شد که مخالف استالین تشخیص داده شده بودند، در لینک زیر مشروح جنایات وی به همراه تصاویر و پیشه برخی از سرشناس‌ترین قربانیان این قتل‌عام را ملاحظه کنید.

(https://criminalaz.com/azerbaycan-tarixcileri-bairov-cinayetlerine-nece-haqq-qazandirir)

در طول یک سال حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان جنایات زیادی علیه مردم آذربایجان انجام شد. شاید تنها عاملی که مانع بروز قتل‌عامی در مقیاس مشابه باکو، در تبریز شد، طول عمر کوتاه این حکومت بود. چرا که باقروف و پیشه‌وری، در شطرنج استالین هر دو نقش پیاده را بازی می‌کردند.

پس از فروپاشی فرقه دموکرات آذربایجان و فرار پیشه‌وری به باکو، پیشه‌وری در یک تصادف مشکوک رانندگی از دنیا رفت. بسیاری بر این اعتقادند که مرگ وی، نتیجه دسیسه باقروف بود.

باقروف پس از مرگ استالین، توسط رهبران شوروی به اتهام سرکوب و قتل مخالفین به اعدام محکوم شد.

اما این میرجعفر باقروف کیست که در این زمان ادعای رهبری آذربایجان را در دو سوی ارس در سر می‌پروراند؟ بر اساس اسنادی که به جا مانده، باقروف آدمی بسیار جزم‌اندیش، مستبد و فرصت‌طلب بود. و در کارهای حزبی، باندباز خیلی خوبی بود. باقروف ‌توانست در جریان آذربایجان ایران‌ با هوش و درایت با بریا رئیس پلیس مخفی شوروی متحد بشود و به نوعی حرف خودش را به کرسی بنشاند.

​هم‌زمان، باقروف از آن دسته سیاستمداران است که برای رسیدن به اهدافشان، نگاهی کاملاً عمل‌گرایانه و نتیجه‌محور داشته‌اند. باقروف یک افسر امنیتی بود. معجونی از سیاست قلدرمآبانه و زورگویانه حکومت تزاری با اندیشه‌های بلشویکی و توسعه‌طلبانه استالینی، با یک روحیه ماکیاولیستی تا جایی که برای پیشبرد اهدافش به هیچ اصول اخلاقی پایبند نبود. در عین حال کاملاً تابع نظرات دولت مرکزی در مسکو بود. از متحدین محلی خودش در آذربایجان (چه در شوروی و چه در ایران) به عنوان ابزار استفاده می‌کرد و به هیچ کدامشان وفادار نبود.

اما باقروف دو دهه شخص اول جمهوری آذربایجان شوروی محسوب می‌شد و تنها در سال‌های اشغال و جنگ جهانی دوم به فکر آذربایجان ایران افتاد. علت این مسئله این است که فرآیند ایجاد فرقه دموکرات در ایران نتیجه رقابتی سیاسی در کرملین میان جناح ارتشی‌ها و جناح امنیتی‌ها شوروی بود.

جنگ جهانی دوم عرصه‌ای شد تا استالین روی خوشی به ارتش سرخ نشان دهد و ارتش و جناح سیاسی آن در نتیجه فتوحاتی که در مراحل پایانی جنگ به دست آورده بودند با توجه به حجم نزدیکی‌ای که با استالین پیدا کردند به عنوان اوتوریته سیاسی در کشور مطرح شدند.

این وضعیت نمی‌توانست از منظر جناح امنیتی‌های کرملین که پس از لنین با جناح ارتش همواره در حال رقابت بودند چندان مطلوب باشد. پس جناح امنیتی تصمیم می‌گیرد تا طی یک عملیات بتواند در منطقه‌ای استراتژیک یعنی ایران و یا ترکیه یک دولت جدید که بخشی از جماهیر شوروی باشد را تأسیس کند تا به این صورت بتواند وجهه کارآمدی خود را در چشم استالین پررنگ‌تر کرده و در رأس هرم قدرت سهم بیشتری از توان سیاسی به دست آورد. برای این پروژه که طراح اصلی آن بریا بود دو طرح جداگانه آماده می‌شود:

۱) ایجاد یک منطقه جدید در آذربایجان ایران با استفاده از توان آذربایجان شوروی که این طرح توسط دوست، همکار بریا، میرجعفر باقراف داده می‌شود؛

۲) ایجاد یک منطقه جدید در آناتولی شرقی با استفاده از توان ارمنستان؛ در این طرح ارامنه با استفاده از ادعاهایی که در اواخر جنگ جهانی نخست داشتند همچون آن دوره دست به شورش و ناامنی در مناطق آناتولی شرقی می‌زنند و پس از آن بخش‌هایی از شرق آناتولی به دست ارامنه می‌افتد. در هر دو طرح کُردها نقش عقبه استراتژیک داشته‌اند و قرار بر این می‌شود که چه در ایران و چه در ترکیه اگر طرحی برقرار شود کُردها به عنوان حامی عمل کنند.

رقابت کلاسیک ارمنی – آذری در این طرح نیز آغاز می‌شود؛ اما بریا با توجه به نزدیکی و دوستی خود با باقراف و نیز استدلال‌های گسترده‌ای که باقروف در مسکو برای اولویت و ارجحیت آذربایجان ایران ارائه می‌دهد نهایتاً طرح شماره یک تصویب می‌شود.

 جمعیت بیشتر آذربایجانی‌ها، وجود منابع نفتی و معدنی در اراضی آذربایجان ایران و کردستان، نبود اوتوریته مرکزی در ایران و وجود رابطه نزدیک مسکو با آنکارا از عللی بودند که بریا را متقاعد به ترجیح گزینه اول می‌کند و نهایتاً فعالیت‌های لازم برای تأسیس فرقه دموکرات در ایران آغاز می‌شود.