سید جعفر پیشه‌وری کمونیست، بولشویست دوآتشه، جاسوس شوروی و مخالف سرسخت ناسیونالیسم تورکی

آناخبر: پیشه‌وری در روزنامه‌ی "آذربایجان جزء لاینفک ایران"، در دفاع از ایران‌گرایی می‌نویسد: آذربایجان روح ایران است.

به گزارش آناخبر، سید جعفر جوادزاده خلخالی موسوم به سید جعفر پیشه‌وری [و پرویز] (۱۸۹۲-۱۹۴۷)، روزنامه‌نگار و انقلابی کمونیست، متولد روستای "سیّدلر زئیوه‌سی" از توابع خلخال بود. خانواده‌ی وی تات تبار و سیّد بودند.

سید جعفر در سنین کودکی به ‌همراه خانواده‌ی خود به قفقاز و باکو مهاجرت کرد. در مدرسه‌ی روستای بلبله آبشرون، به تحصیلات خود ادامه داد، در این مدرسه به‌عنوان مستخدم و سپس معلمی و در مدرسه‌ی روستای خیردالان نیز به تدریس مشغول شد. بعدها وارد دارالمعلمین باکو گردید و در مدارس مختلف باکو من‌جمله مدرسه‌ی «اتحاد ایرانیان» که به ابتکار حزب «اجتماعیون عامیون ایرا‌ن (کمونیستهای بعدی)» که در این شهر تأسیس شده بود به تدریس زبان فارسی، تورکی و شرعیات پرداخت.

پیشه‌وری فعالیت روزنامه‌نگاری‌اش را پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷ روسیه، با روزنامه‌ی «آچیق سؤز» که ارگان حزب مساوات بود و به سردبیری محمدامین رسول‌زاده منتشر می‌گردید آغاز نمود. پیشه‌وری به مرام کمونیستی علاقه‌مند بود و همکاری‌ کوتاهش با روزنامه‌ مذکور و مساواتی‌ها و ملی‌گرایان تورک دیری نپایید و به جرگه‌ی کمونیست‌ها/بولشویست‌ها پیوست. پیشه‌وری روزنامه‌نگاری و نویسندگی را به شکل جدی با روزنامه‌ی پان ایرانیستی و بولشویستی "آذربایجان جزء لاینفک ایران" آغاز کرده است.

سید جعفر جوادزاده همسو با ملیّون و فارس‌گرایان ایرانی، کمونیست‌های روسیه، انقلابیون بولشویست، با حزب مساوات و آرمانهای این حزب، به مخالفت برمی‌خواست و ایرانیان مقیم باکو و بولشویست‌های قفقاز را به مبارزه با ملی‌گرایان تورک دعوت می‌کرد.

سید جعفر پیشه‌وری که عضو حزب دموکرات شاخه‌ی باکو بود، مقالات متعددی در ارگان این حزب بر علیه مساواتی‌ها و ملی‌گرایان تورک می‌نوشت. وی مخالف قدرت‌گیری ملی‌گرایان تورک و مساواتی‌ها [و بعدها حضور ارتش تورک-عثمانی در قفقاز و شمال ایران، تجزیه‌ی احتمالی ایران و ایده‌ی "تشکیل دولت مدرن تورک در قفقاز و شمال و شمال‌غرب ایران و اتحاد تورک‌ها"] بود.

(حزب دموکرات شاخه‌ی باکو در بین سالهای جنگ جهانی اول به‌دستور سید حسن تقی‌زاده -از رهبران انقلاب انگلیسی، فارس‌محور و ضد تورک مشروطیت ایران، فراماسون و پان‌ایرانیست مشهور- و به همت محمدعلی تربیت مدیر مدرسه‌ی اتحاد ایرانیان با همکاری میرزا محمودخان پرورش، میرزا عبدالله عبدالله‌زاده، شیخ باقر خرازی، علی اکبر اسکویی و... بنیان نهاده شده بود. پیشه‌وری قبل از گرایش به حزب عدالت و دیگر احزاب کمونیستی قفقاز مدتی عضو فعال این حزب پان ایرانیستی بود. بعدها شیخ محمد خیابانی در رأس حزب دموکرات ایران و کمیته‌ی ایالتی آن در آذربایجانِ ایران قرار گرفت و به‌همراه پیشه‌وری به دشمنی با حزب مساوات و موجودیت جمهوری دموکراتیک تورک آذربایجان و رهبر فقید آن محمد امین رسول‌زاده می‌پرداخت.)

پیشه‌وری در روزنامه‌ی "آذربایجان جزء لاینفک ایران"، در دفاع از ایران‌گرایی/فارس‌گرایی و در مخالفت با قدرت‌یابی ملی‌گرایان تورک در قفقاز، تشکیل جمهوری تورک آذربایجان و قدرت‌گیری تورک‌گرایی در ایران و احتمال جدایی آذربایجانِ ایران و تشکیل وطن واحد تورک، چنین می‌نویسد:

«... آذربایجان روح ایران است، همانطور که بدن بی‌روح نمی‌تواند زنده بماند، از روح بدون بدن نیز کاری ساخته نیست. آذربایجان دست راست ایران است. بدن بدون دست با آن به حالتی ناقص می‌تواند زندگی نماید، ولی دست بدون بدن نابود می‌گردد. خلاصه مفتن‌های (فتنه‌انگیزان) خوش‌خیال گرفتار افکار فاسده باید بدانند که فریفتن آذربایجانی و آلت دست کردن او و محو و لگدکوب نمودن حیثیت تاریخی و شرف ملی‌اش چندان سهل و ساده نیست. آذربایجانی ملت نجیبه‌ای است خوش‌خلق، مهمان‌دوست و پرمرحمت که بر هر کسی اظهار دوستی می‌کند، لیکن وقتی مسأله‌ی تابعیت به میان می‌آید آن کاری که از آذرکده‌های قدیمی آذربادگان ساخته می‌شد، امروز دریغ است که از جوامع و مجامع آذربایجانی ساخته نشود. هر کس بخواهد آنها را از ایران جدا نماید، به دشمنی هیبتناک در برابر او بدل شده، دست‌یازندگان به چنین اقداماتی را از کرده پشیمان می‌کنند...» (رحیم رئیس‌نیا، آخرین سنگر آزادی، صص ۲۰،۲۱)

(همچنان که می‌دانیم در دین زرتشتی و آذرپرستی/آتش‌پرستی که پیشه‌وری هم به عبادت‌گاهها و آذرکده‌های آن در آذربایجان اشاره می‌کند، واژه‌های «تورک» و «تورانی» مترادف با دشمن و کافر شمرده می‌شود؛ در منابع زرتشتی قید می‌شود که تورک و تورانی اقوامی وحشی هستند که باید نابود شوند و زمین از لوث وجود کثیف آنها تمیز شود. پیشه‌وری نیز به تأسی از فرامین آیین پریمیتیو زرتشتی و همسو با زرتشتی‌گرایان، باستان‌گرایان، پان‌ایرانیست‌ها/پان‌فارسیست‌ها و آنتی‌تورک‌ها به دشمنی با هویت و ملیت تورک می‌پرداخت و هویتی آنتی‌تورکی را برای تورک‌های مناطق آذربایجان می‌تراشید که این همان تلاش و آغازی بود که «تئوری آذری» را در آذربایجان بوجود آورد. شایان ذکر است که «آذری» منسوب به «آذر» و یا آتش یعنی آذرپرست و آتش‌پرست می‌باشد.)

چنان‌که در سطور پیشین نیز ذکر شد، پیشه‌وری از مخالفین سرسخت حزب مساوات و تورک‌گرایان قفقاز و ایران، اردوی تورک-عثمانی و تشکیلات اتحاد اسلام، بود و پس از تشکیل جمهوری تورک آذربایجان به احزاب کمونیستی ضد تورک پیوست. پیشه‌وری در این دوره یکی از جاسوسان سرسپرده‌ی روس‌ها ‌و شوروی بود و در سقوط دولت تورک آذربایجان و مساواتی‌ها، مخفیانه با ارتش سرخ به همکاری می‌پرداخت.

سید جعفر پیشه‌وری، سالها بعد در روزنامه‌ی "آژیر" در مورد مشارکت خود برای پیروزی و استیلای حکومت کمونیستی در جمهوری تورک آذربایجان و سقوط دولت تورک مساوات، چنین می‌نویسد:

«من از آن جوانان ایرانی بودم که در آزادی ملل روسیه عملاً دخالت داشتم. در این کار بزرگ و پرافتخار علاوه بر مبارزه‌ی آزادی‌خواهی، یک نظر ملی هم مرا تحریک می‌کرد. من می‌دانستم که نجات و سعادت ملت و میهن من در پیشرفت رژیمی است که انقلابیون روسیه می‌خواهند و اگر غیر از لوای پرافتخار لنین بیرق دیگری در روسیه در اهتزاز باشد، استقلال و آزادی ملت ایران همیشه در معرض خطر خواهد بود.» (آژیر، ۱۵ مرداد ۱۳۲۲، شماره‌ی ۹۸)