تأملی بر تورک‌ستیزی و ترکیه‌ستیزی پیشه‌وری و فرقه‌ی دموکرات آذربایجان

اختصاصی آناخبر: سیدجعفر پیشه‌وری، در مقالات و نطق‌های خود آشکارا به جنبش ملی تورک، هویت تورکی و ترکیه تاخته است.

به گزارش آناخبر، فرقه‌ی دموکرات آذربایجان و رهبر تات‌تبار آن سیدجعفر جوادزاده خلخالی (پیشه‌وری)، بارها در مقالات و نطق‌های خود آشکارا به جنبش ملی تورک، هویت تورکی و ترکیه تاخته و حمایت خویش را از واگذاری مناطق غربی آذربایجان به کُردهای مهاجر و تشکیل یک حکومت محلی غیربومی کُردی در غرب آذربایجان اعلام کرده بود.

هدف پیشه‌وری از رسمیت زبان تورکی در حکومت محلی آذربایجان، اشاعه‌ی کمونیسم و استالینیسم از طریق این زبان (زبان ملی خلق تورک) در شمال غرب ایران بود. البته وی هیچ وقت به این زبان، تورکی نگفت و آن را با تعاریف استالینیستی "زبان آذربایجانی – آذربایجان دیلی" می‌نامید. و هویت ملی تورک‌ها در آذربایجان را نه "تورک" بلکه "آذربایجانی" اعلام می‌کرد.

پیشه‌وری هویت تورکی تورک‌ها در ایران و آذربایجان را به رسمیت نمی‌شناخت و مخالف سرسخت و دشمن درجه یک "ملی‌گرایی تورک" بود. پیشه‌وری یک آذربایجان‌گرای استالینیست بود و همچنین به ایران‌گرایی نظری مثبت داشت.

پیشه‌وری و استالینیست‌ها از تشکیل یک حکومت محلی غیربومی کُردی در اراضی غرب آذربایجان و عدم ارتباط سرزمینی تورکان ایران و جمهوری آذربایجان با ترکیه استقبال می‌کردند.

پیشه‌وری و اعضای حکومت محلی آذربایجان در مقالات و نطق‌های خود به وفور به ترکیه و نهضت ملی تورک می‌تاختند.

 

گوشه‌هایی از تورک‌ستیزی و ترکیه‌ستیزی پیشه‌وری و فرقه‌ی دموکرات آذربایجان:

«در نطق خود آقای پیشه‌وری [هنگام عزیمت به تهران برای مذاکره با دولت مرکزی در فرودگاه تبریز]، مطلب را به روابط آذربایجان و کُرد کشید. مبلغی درباره‌ی یگانگی دو ملت آذربایجان و کُرد و همچنین در تعریف و تمجید قاضی محمد پیشوای ملت کُرد بیان نمود و اظهار داشت که آذربایجانی‌ها و کُردها، سرحد عراق و ترکیه را حفظ می‌نمایند و ترکیه (تورک) از قدیم دشمن ما است.» (یکشنبه 8 اردیبهشت 1325، خاطرات آیت‌الله میرزا عبدالله مجتهدی)

در نطق سیدجعفر پیشه وری درباره‌ی ترکیه که در روزنامه آذربايجان، ارگان فرقه دموكرات آذربايجان به شماره 212, 5 شنبه 9 خرداد 1325 به چاپ رسیده، آمده است:

«در اين ميان راديوی تركيه بيشتر از ديگران برای خرابكاری در روندها حرارت به خرج می‌دهد. لحن اين راديو ما را جداً به فكر وا‌می‌دارد. كسانی كه تا ديروز از وارد كردن هيچ تهمت و افترايی به ما ابا نمی‌كردند، امروز می‌كوشند با معرفی آذربايجان به عنوان يک دولت مستقل و با دروغ‌پردازی‌های گوناگونی درباره انتشار نهضت ما در سراسر ايران، افكار جهانيان را تيره سازند.

ما در همان روزهای آغاز جنبش دموكراتيک‌مان نوشته بوديم كه دهان افندی‌های عثمانی بيهوده آب نيفتد. از اين نمد برای آن‌ها كلاهی نمی‌شود؛ آذربايجان هر چه هم كه بخواهد به شرط ماندن در داخل ايران می‌خواهد. بالاخره ما به هر زبان كه سخن بگوييم، هر هدفی داشته باشيم، بر اساس ايرانی بودن و ماندن در چارچوب ايران خواهد بود. هر اندازه كه تفاهم ميان ما و حكومت مركزی بيشتر می‌گردد، اضطراب و نگرانی آنكارا شدت می‌گيرد.

برخی خبرنگاران آمريكايی نيز چندان راضی به نظر نمی‌رسند. ما رابطه‌ای حقيقی ميان راديو آنكارا، مخبرين آمريكايی، حسين علاء و سخنان نماينده استراليا در شورای امنيت احساس می‌كنيم، به نظر ما اين رابطه تصادفی نيست. قطعاً همه این‌ها از سرچشمه واحدی آب می‌خورند و با آموزش‌های مشاق (رهبر اركستر)، معين است كه آنان اين نغمه‌های ناسازگار روزافزون را سر داده‌اند.

اگر مرتجعين تركيه می‌خواهند خلق تورک را به آغوش استعمارگران آمريكايی بياندازند، ما حرفی نداريم. ليكن ما در فكر آن نيستيم كه خلق آذربايجان را از ايران جدا كنيم. تورک‌ها بفهمند و صدای خائنانه‌شان را ببرند و ما را به حال خود بگذارند. ما بارها گفته‌ايم: مسئله آذربايجان بايستی فقط در آذربايجان و دخالت مستقيم خلق آذربايجان حل شود.

ما برای ماندن در داخل ايران و شريک بودن در سرنوشت ملت ايران هزاران دليل و برهان در دست داريم. خاطر تورک‌ها و ساير دايه‌های مهربان‌تر از مادر جمع باشد. آذربايجان هرگز به فكر جدا شدن از ايران نبوده و نخواهد بود.»