آشنایی با مجمع تجزیه طلبان ضد ایرانی کونسی

آناخبر/ تشکل مجمع بین المللی ترک های آذربایجان جنوبی- کونسی KONSEY که توسط " جمال مهمت خان اوغلو" در آنکارا تاسیس شده و در بیانیه های ابتدائی ، بطور .مبهم و تاریک هم که شده ، اهداف آن شناساندن مشکلات ملی ترک های آذربایجان جنوبی به افکار عمومی کشورهای آذربایجان وترکیه دردرجه ی اول وطرح این مسائل درسطح جهانی دردرجه ی دوم اعلام شده است.

 

بهتر است که ماوقع را از زبان خود موسسین بشنویم:
«این انجمن بر آن است که موجودیت و فرهنگ ترکهای آزربایجان جنوبی را معرفی کرده، صدای نقض حقوق انسانی و ملی ترکهای آزربایجان جنوبی و مجادله ملی آزربایجان جنوبی را که با شیوه های دمکراتیک پیش برده می شود به گوش افکار عمومی ترکیه، آزربایجان شمالی و جهان برساند».

رئیس انجمن و نماینده مجمع بین المللی ترکهای آزربایجان جنوبی در ترکیه، آقای جمال محمد خان اوغلو همچنین اعلام کرده اند مجمع در آینده نزدیک در کشورهای مختلف علی الخصوص ترکیه و آزربایجان شمالی یک سری فعالیت ها و دیدارها ترتیب خواهد داد.

لازم به ذکر است، مجمع بین المللی ترک های آزربایجان جنوبی طی اولین همایش بین المللی ترک های آزربایجان جنوبی که تاریخ 12 می 2012 در آنکارا برگزار گردید، تأسیس شد. این مجمع دارای 51 نفر عضو می باشد که 28 تن از آنان از آزربایجان جنوبی و مابقی از ترکیه، آزربایجان شمالی و ترکمن ائلی (ترکمنهای عراق) می باشد. برخی از تشکل های سیاسی آزربایجان جنوبی در این مجمع دارای نماینده می باشند».

تا اینجای کار ظاهرا هیچ عیبی ندارد که هیچ بلکه در وهله ی اول موجب خرسندی ما ترک های آذربایجان جنوبی که می بینیم افرادی از هم زبانان ما از جمهوری آذربایجان و ترکیه در فکر اعاده ی حقوق ما می باشند، شده است. با این توضیح که تعداد تشکل های مدعی لابی گری آذربایجان جنوبی- بدون آن که فرصت بررسی کم و کیف فعالیت های آن ها را در این نوشته داشته باشیم- کم نیستند و هر انسان واقعا دلسوز به مسائل ترک های آذربایجان جنوبی می تواند در مراسم و تدبیرات این تشکل ها شرکت نموده و به آن ها در راستای انجام وظایف دیازپوری شان کمک کند.

پس به طریق اولی می شد که بدون ایجاد یک تشکل اضافی دیگر و اقدام به موازی کاری و ایجاد تشتت فکری در بین مردم، به دیگرانی که قبلا متشکل و یا نیمه متشکل شده اند کمک کرد تا کارهایشان را مقتدرانه تر انجام دهند. علی الخصوص که این تشکل جدیدالولاده خود مدعی است که صاحب اساسنامه و برنامه ی کاملا مدون و تکمیل شده ای نیست!

چه عجله ای برای تاسیس این تشکل وجود داشته که حتی فرصت تکمیل اساسنامه و برنامه اش را نداشته، مسائلی است که با توجه به اوضاع منطقه و خواب های شیرینی که حضرات از نتیجه ی نهائی سیر حوادث آن برای خود تفسیر کرده اند و بخصوص نوشته ی بلند بالای «آلپر ائلینجلی» که طی آن ضمن تحلیل وضعیت ایران و نقش هر یک از گروه های پوزیسیون و اپوزیسیون بر این قناعت آمده که در فردای سرنگونی قریب الوقوع حاکمیت مستقر در ایران، این حرکت ملی آذربایجان است که حرف نهائی را خواهد زد، دم خروس را آشکارتر می سازد.

ماحصل سخنرانی این فرد که به صورت مکتوب منتشر شده عبارت از آن است که ایدئولوژی های اسلام و کمونیزم در ایران مرده است و آن ها جایگاهی در بین مردم ندارد و این مجاهدین، سلطنت طلبان- که از نظر او برخلاف نامشان دموکرات هستند و شاهزاده ی دموکرات مسلکی در راس آن ها قراردارد- و مهم تر از همه حرکت ملی آذربایجان جنوبی بازیگران نقش اصلی در حیات سیاسی آینده ی نزدیک ایران خواهند بود و اصلاح طلبان علیرغم قدرت زیادی که دارند، چون طرفدار انقلاب نیستند، بهره ی چندانی نخواهند برد. یعنی این که رژیم ایران با راه های خشونت آمیز سرنگون خواهد شد!

«آلپر ائلینجلی» که تحلیل او از اوضاع قبل از این که شبیه یک تحلیل سیاسی باشد، حال و هوای یک گزارش امنیتی را دارد، از یک طرف مدعی می شود که حرکت ملی آذربایجان جنوبی حرکت مطلقا مدنی بوده و در عین حال آلترناتیو واقعی است . و در جای دیگر و در تحلیل اوضاع اصلاح طلبان و طیف ملی مذهبی ها – که البته ارادت نصف و نیمه ای هم به لیبرالیسم نهضت آزادی که در جناح راست این جریان کلی ملی مذهبی قراردارد نشان می دهد- مدعی شده که این ها مبارزات مسالمت آمیز را به پیش می برند و برنده ی نهائی معادلات سیاسی ایران نخواهند بود.

استعداد زیادی لازم نیست که هرخواننده ای با مشاهده ی این تناقضات از این شخص محترم بپرسد که چرا اصلاح طلبان و حرکت ملی آذربایجان که هر دو راه مسالمت آمیز مبارزه را برگزیده اند و اصلاح طلبان هم با این شیوه به قدرت نخواهند رسید، اما حرکت ملی آذربایجان به این مهم نائل خواهد شد؟

موضوع را ساده تر مطرح کنیم و ماهیت آرزوهای شما را روشن تر سازیم:

رژیم جمهوری اسلامی ازطرق مسالمت آمیز رفتنی نیست.

مبارزات حرکت ملی آذربایجان مسالمت آمیز است.

نتیجه ی منطقی: حرکت ملی آذربایجان جنوبی قادر به تغییر رژیم نیست!

شما به رفتن رژیم جمهوری اسلامی اعتقاد دارید و نیز ملت آذربایجان را از اتخاذ خط مشی قهرآمیز منع می کنید و از طرف دیگر علاج کار را به طور تلویحی در قهر آمیز بودن این سرنگونی می دانید، آیا ما شاگردان کم استعداد صمد بهرنگی ها و پیشه وری ها نباید از این همه صغری کبری چیدن شما به این نتیجه برسیم که شما منتظر دخالت خارجی در ایران بوده و از همین حالا به این متجاوزین ( ببخشید حاملان کمک های بشر دوستانه!) چراغ سبز نشان می دهید که لطف کرده و ما را به عنوان عمده ترین آلترناتیو به رسمیت بشناسید؟ (کرم نما وفرود آ که خانه خانه ی توست).

اما چراغ ما، به عنوان طرفداران تحقق عدالت اجتماعی در آذربایجان جنوبی به این منادیان حقوق بشری ! قرمز است ! ما هنوز قتل عام 1946 مردم آذربایجان به رهبریت ژنرال شوارتسکف آمریکائی را فراموش نکرده ایم و....

اوضاع عراق و بدتر از آن لیبی و هم اکنون سوریه ، چشم و گوش باز ما را بازتر کرده است و هرگز تن به این خفت و خواری که گروهی از منحرفین نخبه ی این کشورها دادند، نخواهیم داد.

مرتب بر ما شاهد مثال خواهید آورد که کردها با اتخاذ سیاست مدبرانه صاحب همه چیز در عراق شدند. ما در جواب شما پیشاپیش می گوییم که در عدم تبعیت از این ضرب المثل معروف ترکی " از راه دزدی و... پل نخواهیم ساخت" عمل کرده و اعلام نظر می کنیم که این استقلال و آزادی، خاص افراد نخبه ی کردستان بوده و مردم هم به طور طبیعی از ریزه خواری های این خوان گسترده ی ننگ آلود، متنعم می شوند اما در تاریخ و فرهنگ ما آذربایجانی ها روی آوردن به هر کار و با هرهدف و هر وسیله مرسوم نیست و مباد که بشود.

اما از نوشته های اعضای این گروه در سایت های اینترنتی چنین برمی آید که هنوز چند صباحی از خشک شدن مرکب امضاهای مصوبات پلنوم ها و نشست های کم تعداد نگذشته که رقابت برای کسب قدرت با شدت تمام آغاز شده است.

آقای «مردان سید اوغلو» و همشهریان "یاردیملی" اش متهم شده اند که با همشهری بازی و طایفه پرستی خود کاری با این تشکل ضیف و نوظهور می کنند که با " داک" کردند. افراد مختلفی متهمند که برای رونق دادن به کارهای تجاری خود این تشکل دیازپوری را به محل کسب خود تبدیل کرده اند و در حقیقت غم نان و ثروت دارند تا غم آذربایجان جنوبی: " عمی وای یوخ، زمی وای دردی دیر".

«جمال مهمت خان اوغلو»، هم ازطرف رقیبان اغلب آذربایجانی اش متهم می شود که از موقعیت حقوقی خود به عنوان سخنگوی تشکیلات سوء استفاده کرده و برای تحکیم موقعیت خود و بدون اطلاع و تصویب هیئت اجرائیه، اقدام به نشست و گفتگوهای پنهانی طولانی با بانوی عضو سفارت آمریکا کرده است.

این همزبان ترک ما نیز متقابلا اتهاماتی بر رقیبان وارد می کند و با تمام قوا در تلاش است که این اعضای کم شمار Konsey را در بورچالی گرجستان – کشوری که رهبر آن عاشق سوته دل غرب نئولیبرالست است – گردآورده تا ضمن انجام تغییرات در ترکیب هیئت اجرائیه و برکناری آذربایجانی های شمالی کمتر حرف شنو و گماردن آذربایجانی های جنوبی گوش به فرمان، بیعتی نیز برای صدارت خود گرفته باشد وخود را از مقام کم اهمیت تر سخنگویی نجات دهد.

ما هنوز اطلاعی از موضوع مذاکرات «جمال بگ» با بانوی دیپلمات آمریکائی نداریم و بنابراین نمی توانیم ادعا کنیم که برگماری اکثریت هیئت اجرائیه از آذربایجان جنوبی توصیه ی این خانم مکرمه بوده است یانه؟

در پایان سخن و با فرض این که این جمال بگ نازنین ما با اخلاص زیاد درصدد کمک به ما ترک های آذربایجان جنوبی برآمده است، ضمن تشکر از این حسن علاقه اش، توصیه هایی هم به این عزیز داریم:

درموقعیت فعلی، دولت مستقر شما در ترکیه، در نقش ارتجاعی تجهیز و تسلیح " القاعده" درآمده و این اساسا باید مخالف آرمان های شما که خود را سکولار می دانید باشد. یکی از دلایل تعلق خاطر شما به حرکت ملی آذربایجان جنوبی، سکولار بودن آن است و کاری که حکومت ترکیه دارد انجام می دهد، برضد سکولاریزم بوده و بلکه از زاویه ی حمایت از القاعده ی مرتجع ، ضد بشری است.

آیا صلاح نمی دانید که تشکیلات خود را در راستای افشای این نقش ارتجاعی دولت خود قرار داده و کار عاجل و مفیدتر از کاری که الان بدان مشغولید، انجام دهید؟

آخر "چراغی که به خانه رواست، به مسجد روا نیست" و به قول طنزپرداز مرحوم "گل آقا" بهتر نیست که هر کدام دنبال کار خود رفته و کشک خود را بسابیم؟

خلاصه کلام این که مجمع بین المللی، تشکیلاتی است برای چانه زنی سیاسی - امنیتی ایران ، آذربایجان و ترکیه و در پایان بی کلاه ماندن سر من در ایران و سر تو در ترکیه و آذربایجان است.

گروهی از فعالین عدالت خواه حرکت ملی آذربایجان در تبریز